۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه


در دنيا غريبم؛

ودر تبعيد من غربت و دلتنگي غمگيني است

من تنها هستم

و در تنهايي خود

سرزمين ناشناخته و سحرآميزي را ميبينم.

اين تصور

روياهاي مرا با اسرار يك سرزمين بزرگ و دور از دست سرشار مي كند؛

سرزميني كه هرگز نديده ام...



آنچه را كه از دستم بر مي آيد انجام مي دهم

چراكه نميتوانم از انجام آن خودداري كنم.

تنها كاري كه از دستم بر مي آيد

اعتماد داشتن و ادامه ي كار است...
برگرفته از كتاب" قلب تو شاعري است" نوشته:جبران، ترجمه: چيستا يثربي

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر